فیلم piano teacher محصول سال 2001 ساخته ی هانکه(کارگردان فیلمwhite ribbon که در جشنواره کن امسال موفق به دریافت نخل طلا شد) به مانند دیگر فیلم های این کارگردان فیلم تلخی است.فیلمی است که واقعیت های بشری را از دید کارگردان این فیلم به تصویر می کشد و ذهنیت منفی هانکه را نسبت به انسان به نمایش می گذارد.داستان درباره یک استاد پیانو(اریکا) است. فیلم نمایشی است از این شخصیت(با بازی عالی ایزابل هوپرت) که دارای منزلت اجتماعی عالی است و در کار خود موفق است.اما فیلم به این شخصیت نزدیک تر می شود و در پس وجه اجتماعی آن نمایه ای کامل از وجه زندگی شخصی او را به تماشاگر می نمایاند. و ما در پشت این نقاب اجتماعی نمای قابل احترام با فردی بیمار روبرو می شویم.در ادامه نکاتی را در رابطه با فیلم بیان خواهم کرد که امیدوارم به درک بهتر فیلم کمک کند.
دختر بچه 40 ساله
معلم پیانو(اریکا)، شخصیت اصلی فیلم با توجه به صورتش می توان حدس زد که باید سنی حدود 40 سال داشته باشد که البته در فیلم عدد دقیقی ارائه نمی شود(ایزابل هوپرت در هنگام بازی این فیلم 48 سال سن داشته است).اما با این حال با مادر خود زندگی می کند و دوست پسر یا شوهر ندارد و با توجه به نشانه هایی که فیلم ارائه می دهد ، رابطه ی ج.ن.س.ی نداشته است.با وجود سن بالا اما رابطه بین این دو هنوز رابطه ی مادر- دختر است.مادر همچنان این استاد پیانو را دختر کوچک خود می داند که نیاز به مراقبت دارد.مادر از زمان تمام کلاس ها و اجراهای دخترش اطلاع دارد و تمام رفت و آمدهای او را چک می کند و دختر(در این رابطه) باید برای دیر رسیدن به خانه به مادرش توضیح بدهد.این معلم نقش تحمیلی دختر بودن خود را به اجبار قبول کرده است و در کنار نقش اجتماعی خود نقش دیگری را در زندگی نپذیرفته است(به طور مثال نقش معشوق یا عاشق را در یک رابطه عاطفی) بنابراین تصوری از یک رابطه عاشقانه ندارد.زمانی که با والتر(یکی از شاگردانش که به او گفته که عاشقش است)در اتاق خواب او هستند و مجبور شده اند یک کمد را جلوی در بگذارند تا از ورود مادر به اتاق جلوگیری کنند(چون از نظر مادر تنها بودن دخترش با یک پسر غیر قابل توجیه است)درباره مادرش می گوید:»نگران مادرم نباش ، اون مشکل منه». و درباره عشق می گوید:»عشق از یک سری چیزهای تکراری و معمولی درست شده».در مقابل اظهار عشق طرف مقابل از درک آن عاجز است و تصوری از آن ندارد.
فاصله تخیلات ج.ن.س.ی تا واقعیت ج.ن.س.ی
در چنین فضایی که رفتارهای استاد پیانو زیر ذره بین مادر قرار دارد او برای ارضای حس کنجکاوی و رویاهای خود در رابطه با روابط ج.ن.س.ی به فیلم های پ.و.ر.ن.و روی می آورد و از هر وسیله ای برای کمک به واقعی تر شدن این تصورات کمک می گیرد(بو کردن دستمال کاغذی کثیف شده را در کابین تماشای فیلم های پ.و.ر.ن.و به یاد بیاورید) و حتی به تماشای دیگران برای تحریک خود می نشیند(تماشای س.ک.س مرد و زنی در ماشین).اما این برقراری ارتباط با این فیلم ها و تصوری که این فیلم ها برای بیننده به وجود می آورند و فاصله ای که س.ک.س در این فیلم ها با تجربه واقعی عمل ج.ن.س.ی دارد و تماشای مداوم این گونه فیلم ها در طول سالیان باعث شده است که استاد پیانو از عمل ج.ن.س.ی فراتر رود و تمایلات مازوخیستی و سادیستی ج.ن.س.ی در او پدیدار شود.در همان سکانسی که با والتر در اتاق خواب اریکا هستند.او از والتر می خواهد که نامه ای را که برای والتر نوشته بخواند.والتر شروع به خواندن نامه می کند،نامه ای که در حقیقت حاوی تصورات و خواسته های ج.ن.س.ی اریکا ست که برخواسته از فیلم های پ.و.ر.ن.و است.توصیفاتی مثل اینکه:»دستا و پاهای منو با طناب از پشت ببند و جوراب زنونه بکن تو دهنم که نتونم سرو صدا کنم .منو بزن و …..».بعد از خواندن این نامه والتر می فهمد که با چه موجودی روبرو است و شخصیت اریکا را در پس چهره موجه اجتماعی آن می بیند و می گوید:»تو مریضی،نیاز به درمان داری».در دقایق انتهایی فیلم وقتی که والتر از رفتارهای بیمارگونه ی اریکا عصبانی به خانه آن ها می آید و رو به او می گوید:»همینو می خواستی ،تو مگه همینو نمی خواستی که بزنمت،بزنم تو صورتت».و به صورت اریکا می زند،استاد پیانو وقتی که خون بر صورت و لباسش می ریزد تازه با وقعیت تخیلات ج.ن.س.ی خود روبرو می شود و شروع به التماس می کند که والتر او را نزند و در ادامه وقتی که والتر با او عمل ج.ن.س.ی انجام می دهد و اریکا با واقعیت های بیشتری از عمل ج.ن.س.ی روبرو می شود،در هنگام س.ک.س یخ می زند و مانند مجسمه سفت می شود.
ماسک تمدن
استاد پیانو در جانبه های اجتماعی خود در ظاهر رفتار بسیار محترمانه ای دارد.در ارتباط با شاگردانش و والدین آن ها،در اجراهای مختلف و در میهمانی ها بسیار انسان محترمی است اما در ارتباط با مردها کمی سرد برخورد می کند و به اصطلاح کم محلی می کند.دریک میهمانی که والتر در حال نواختن قطعه ای است، اریکا به او خیره شده و به فکر فرو رفته است و به نظر می رسد که در حال پر و بال دادن به تخیلات ج.ن.س.ی خود با اوست اما بعد تر که والتر به او اظهار علاقه می کند،اریکا شروع به آزار و اذیت او می کند و والتر کم کم به پس پرده ی شخصیت اجتماعی او پی می برد.در جای دیگری اریکا یکی از شاگردانش را در جلوی قفسه ی مجله های پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی و در حال تماشای آن ها می بیند و با رفتاری تحقیر آمیز و در عین با تحکم با او برخورد می کند و به گونه ای رفتار می کند که انگار از اینگونه مسائل بیزار است در حالی که خود تشنه ی این کارهاست و عقده ای چند ساله را به دوش می کشد.در جایی در توصیف عقده ها و تمایلات مازوخیستی ج.ن.س.ی خود به والتر می گوید:» ش.ه.و.ت این که یه مرد منو بزنه چند ساله که در منه».اریکا به خوبی از ماسک تمدن برای پنهان کردن خود استفاده کرده است.
پایان فیلم هم جالب است. جایی تمام مشکلاتی که به اریکا فشار می آورد(از جمله مشکلاتی که در زندگی با مادرش دارد و فشارهای ج.ن.س.ی) باعث می شود که تحمل و صبر چندین ساله استاد پیانو تمام شود و او دست از نقش بازی کردن بردارد و تمام قید و بند های اجتماعی را فراموش کند. و همه چیز را رها کند و برود به سمت آینده ای نامعلوم.

باز کن پنجره را
و ببین بلبل باغ
که شده سرمست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر
بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر
این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را
عیدت مبارک امیدورام سالی پر از شادی داشته باشی
عید شما هم مبارک باشه.
سلام، ساحب وبلاگ upcoming movies ام، که قرار بود بیام نظر بدم، ولی چون قبلیارو ندیده بودم نشد، ولی اینو دیدم، و البته شکست ناپذیرو.
من در تمام مدتی که اشتم این فیلم رو میدیدم، فک میکردم که هانکه این فیلمو از روی یه دختر یا پسر ایرانی ساخه، محدودیتهایی که مادرش برای اریکا گذاشته بود، درست همون محدودیتهایی بود که ما الان حتی تو خانواده های به اطلاح مدرن هم میبینیم، محدودیت هایی که جوونا مخصوصا پسرارو تحت فشار میذاره. .و واقعا ماسک تمدن اریکا، نمونه کامل خیلی از مردم ما بود!
ولی خوب با اینهمه، پایان خوبی داشت، مرسی.
سال نو هم مبارک. البته بیشتر فتن 88 مبارک!
قسمتی از شباهت به خاطر وجود عنصری به نام تمدنه که رفتارهای بشری رو در جهت عرف جامعه محدود می کنه.نکته ی جالب در مورد این فیلم اینه که ممکنه تماشاگرهای مختلف از کشورهای مختلف احساسی مشابه احساس شما داشته باشن.در واقع ممکنه که اشکال محدودیت در کشورهای یا آدم های مختلف فرق داشته باشه ولی ریشه ی مشکل یکی است ، نکته ای که ایناریتو در فیلم بابل بهش اشاره می کنه.
سلام
واقعا عالی هستید
فیلمهای عالی رو انتخاب می کنید
امیدوارم روز به روز موفق بشید
سلام وبلاگ خیلی خوبیه!
با اجازه ما وبلاگتون رو توی پیوندهای وبلاگمون گذاشتیم.
لطف میکنید
سلام
POLLYWOOD به روز شد
با اولین پست 89 منتظرم
مرسی
salam
henke vaghan number 1 e.
ama in avalin post i bod ke taghriban filmo tahlil kardid
na tarriff
omidvaram bazam az in post a dashte bashid
به نظر می رسه که تو تعریف بعضی از کلمات مثل: تحلیل ، تفسیر و تعریف با هم دیگه اختلاف نظر داریم.
اگه از من بپرسید این نوشته بیشتر از اینکه تحلیل باشه ، تفسیر فیلمه.
are movafegham
koolan manzooram ine ke nashinim
filmo vase khanande tariif konim
ke kare vaghan abs ie.